چت رومclose
داستان جالب:عشق منطقی!
Code center
یکشنبه 02 اردیبهشت 1397 - 1:09 بعد از ظهر
اعلانات
بهترين حالت نمايش در مرورگر فايرفاکس و کروم

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


صفحه اصلی / داستان / داستان جالب:عشق منطقی!
داستان جالب:عشق منطقی!
تعداد بازدید : 26
nakisa آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 21 /2 /1396
داستان جالب:عشق منطقی!





وقتی از او پرسیدند که
چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟



جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق
دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی
عمرش را با او سپری می‌کند. دوستان جوان به او می‌گفتند: «چرا اینقدر خواب او را
می بینی وقتی نمی‌دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و
ببین او تو را دوست دارد یا نه.»




جوان فکر می‌کرد دختر او را دوست دارد. دختر از اول می‌دانست
که جوان عاشق اوست. یک روز که جوان به او پیشنهاد ازدواج داد، او رد کرد. دوستانش
فکر کردند که او به هم خواهد ریخت و به مواد اعتیادآور روی خواهد آورد و زندگیش
تباه خواهد شد. اما با تعجب دیدند که او اصلاً افسرده و غمگین نیست.



وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب
داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ من کسی را از دست دادم که هرگز عاشق من نبود
و او کسی را از دست داده است که واقعاً عاشق او بود.»




به دست آوردن عشق واقعی سخت است. عشق یعنی خود را فدای
دیگری کردن بدون هیچگونه چشم‌داشتی، و اگر فردی این را رد می‌کند، اوست که مهم‌ترین
چیز در زندگی را از دست داده است. پس هرگز احساس افسردگی و دل‌شکستگی نداشته باشید.


پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 - 19:17
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


گروه هنری بابک نهرین گروه هنری بابک نهرین
tarahion
کپی برداری از مطالب انجمن تنها با ذکر منبع مجاز و همگام با شرع میباشد