چت رومclose
داستان آمونده اشک رایگان
Code center
پنجشنبه 29 شهریور 1397 - 3:53 قبل از ظهر
اعلانات
بهترين حالت نمايش در مرورگر فايرفاکس و کروم

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


صفحه اصلی / داستان / داستان آمونده اشک رایگان
داستان آمونده اشک رایگان
تعداد بازدید : 98
ziiba آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 25 /2 /1396
داستان آمونده اشک رایگان





یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و
برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟
عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد
و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا
زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران
پاداش می‌دهد
.



گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب
گفت: نان و غذا برای خوردن
. گدا گفت:
چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟
عرب گفت: نان‌ها
را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی
است. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت : خاک بر سر تو! اشک خون دل است
و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است
ولی اشک از خون دل



دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 - 23:09
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


گروه هنری بابک نهرین گروه هنری بابک نهرین
tarahion
کپی برداری از مطالب انجمن تنها با ذکر منبع مجاز و همگام با شرع میباشد