چت رومclose
داستان ببخشیم و بگذریم
Code center
شنبه 26 آبان 1397 - 11:41 بعد از ظهر
اعلانات
بهترين حالت نمايش در مرورگر فايرفاکس و کروم

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


صفحه اصلی / داستان / داستان ببخشیم و بگذریم
داستان ببخشیم و بگذریم
تعداد بازدید : 100
aroosha آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 19 /10 /1396
داستان ببخشیم و بگذریم





در افسانه ای هندی
آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی
شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.



یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار
که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.




مرد دو سال تمام همین کار را می کرد.
کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام
آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط
می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد.هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.



کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می
شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : \" از تو معذرت می خواهم.
تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف
تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. \"



مرد خندید و گفت: \" وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر
نگاه کن. \" موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها
و گیاهان زیبایی روییده اند.

مرد گفت: \" می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر
است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم.



این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و
هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده
ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟


سه شنبه 19 دی 1396 - 13:39
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


گروه هنری بابک نهرین گروه هنری بابک نهرین
tarahion
کپی برداری از مطالب انجمن تنها با ذکر منبع مجاز و همگام با شرع میباشد