چت رومclose
گفتگو جالب با گروه هنری بابک نهرین
Code center
پنجشنبه 03 اسفند 1396 - 12:17 بعد از ظهر
اعلانات
بهترين حالت نمايش در مرورگر فايرفاکس و کروم

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


صفحه اصلی / بابک نهرین / گفتگو جالب با گروه هنری بابک نهرین
گفتگو جالب با گروه هنری بابک نهرین
تعداد بازدید : 671
saslar آفلاین




ارسال‌ها : 68
عضویت: 11 /7 /1392
محل زندگی: تهران
سن: 20
شناسه یاهو:
تشکرها : 6
تشکر شده : 30
گفتگو جالب با گروه هنری بابک نهرین
گفتگو جالب با گروه هنری بابک نهرین

همین كه می توانیم مرد آذری را كه خسته و كوفته به خانه می رسد را در كنار خانواده شاد كنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من كفایت می كند

بابك نهرین متولد 13 اسفند 1358 در تبریز است. ازدواج كرده و یك دختر یك ساله به نام مهتا دارد. از سال 1370، كار خود را در محضر اساتیدی چون: مرحوم اسد صادقی، پروانه مژده و... آغاز كرده است. در سال 1373، وارد رادیوی استان آذربایجان شرقی می شود و فعالیت حرفه ای خود را از این سال به طور رسمی پی می گیرد.

پس از حضور در رادیو وارد تلوزیون استانی شده و در چند سریال از جمله عباد و قباد، برنامه اولین ها و مجموعه طنز ژنرال ژیگوله، كار وی وارد مرحله جدی تری شد. پس از آنها، در مجموعته «ایستی - سوئوخ» (یا گرم و سرد)به ایفای نقش می پردازد كه از اینجا به بعد، بیشتر برای مردم آذربایجان شناخته می شود.. به خاطر بازی در این سریال در جشنواره طنز اصفهان در سال 85 و 86 صاحب رتبه می شود. ادامه مباحث را در جریان گفتگو ملاحظه كنید.

«***»



*از كی كارتان به شكل جدی ادامه یافت؟


بعد از آنكه در جشنواره طنز اصفهان صاحب رتبه شدم، آقای خمسه كار مرا دید، كه از آن مقطع دعوت به همكاری در برنامه حیاط خلوت شدم. بعد از آن كار دوباره به تبریز برگشتم و چند سریال و تئاتر اجرا كردم. پس از آن دوباره به تهران آمدم و در مجموعه طنز «شبكه سه و نیم» افتخار همكاری با آقای كاردان را برای شبكه سوم سیما داشتم. بعد از آن با آقای جواد رضویان در مجموعه تعطیلات تعطیل یا تعطیلات خوش بگذرد برای شبكه دوم سیما همكاری كردم. در مجموعه قرارگاه مسكونی نیز با آقای رضویان همكاری داشتم. پس از آن دیگر به تهران نرفتم و به تبریز بازگشتم.

*به لحاظ ساخت فرهنگی منطقه آذربایجان، در پاره ای از موارد فعالیت هنری توسط خانواده ها تخطئه می شود، برای شما چگونه بوده و آیا در آغاز با مشكلی روبرو نشدید؟

اتفاقا من در خانواده ای هنرمند پرورش یافتم. عموهای من همگی هنرمند هستند، اما اكثرا در زمینه هنر موسیقی فعالیت می كنند. عموهایم در تهران آموزشگاه موسیقی دارند و یكی از عموهایم اتفاقا استاد سه تار است و در برخی كارهای استاد بزرگوار، جناب آقای ناظری(نظیر آتش در نیستان و ...) همكاری داشتند. اما پدر خود من، نوعا با فعالیت در زمینه هنرهای نمایشی مشكل داشتند. ایشان در ابتدای كار مخالفت هایی داشتند اما پس از اینكه كارم وارد مرحله حرفه ای شد، ایشان نیز نه تنها مخالفت خود را ادامه ندادند، بلكه به لحاظ معنوی، حمایت هایی نیز كردند. می دانید كه در خانواده های آذری زبان، احترام بزرگترها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین سبب و از آنجا كه پدرم در آن زمان به من اجازه تحصیل در رشته هنر را ندادند، من هم صرف نظر كردم، اما امروز خوشحالم كه برادر كوچكم اجازه پیدا كرد كه در رشته هنرهای زیبا به ادامه تحصیل بپردازد.

*در مورد روند شكل گیری گروهتان توضیح بدهید، از كی تشكیل شد و چه شد كه به اینجا رسید؟


در سال 70 كه كارم را شروع كردم، اصلا كار طنز نمی كردم. مثلا كارسلطان مار نوشته استاد بیضایی را شش ماه تمرین می كردم، بعد شش ماه یك ماه اجرای عمومی گذاشتیم كه نهایتا منجر به آن شد كه در آن زمان ما نه تنها انتفاعی نداشتیم بلكه هزینه شخصی سنگینی هم تقبل كردیم! خب طبیعتا این صرفه اقتصادی برای ما نداشت و ما هم از ابتدا دوست داشتیم این كار را به شكل حرفه ای دنبال كنیم، بر این اساس تصمیم گرفتیم یك كار كمدی انجام دهیم. خیلی اتفاقی، یك سالن در ائل گولی تبریز گرفته بودیم كه به همراه آقایان بهمن تقی پور، علیرضا رنجی پور سه نفره كار را شروع كردیم. همین كار كمدی در ائل گولی برای ما دریچه ورود به این كار شد. پس از آن بود كه تراكتور سازی برای یك جشن ارگانی از ما دعوت كرد تا اجرای كمدی داشته باشیم. 11 شب اجرا داشتیم كه در هر سانس آن 4 هزار نفر تماشاگر داشتیم. ما این نمایش \"صمد-ممد\" را در آنجا اجرا كردیم كه اولین كار كمدی ما بود.

* به همین نام هم معروف شدید، ماجرا چه بود؟

آن كار دو شخصیت داشت كه یكی صمد بود(كه من بازی می كردم) و دیگری ممد(كه آقای رنجی پور آن را بازی می كرد)

* چطور شد كه این اجرای شما تا این اندازه مشهور شد؟

خب، فیلم آن اجرا را تكثیر كردند و به تماشاگران دادند. یك هفته بعد، دیدیم كه نمایش ما همه جا هست! یعنی یكباره ما متوجه شدیم كه سی دی آن كار در بازار در تیراژ وسیعی تكثیر شده و با اقبال عمومی نیز مواجه شده است!

* این اتفاق چه سالی بود و پس از آن چه شد؟

در سال 73 و 74 اتفاق افتاد. پس از آن و با نگاه به اقبال عمومی كه در نتیجه تكثیر سی دی ها بود، تصمیم گرفتیم، پس از آن اجراهایی كه داشتیم را به صورت فیلم در آورده و از طریق تكثیر سی دی بین تماشاگران توزیع كنیم.
ما با این همه علاقمند روبرو شده بودیم كه عرض كردم، حاصل همان اجرای صمد و ممد بود، بنا براین تصمیم گرفتیم یك سالن را به صورت خصوصی دو سال اجاره كنیم و هر شب اجرا داشته باشیم.
طی این دو سال، ما 13 اجرای متفاوت داشتیم كه با هماهنگی ها انجام شده، سی دی های آن به صورت منظم منتشر و تكثیر می شد. در این مقطع یكی از اجراهای ما تحت عنوان «اوش پخمه بیر ژیان»(سه احمق و یك ژیان) بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
از این مقطع به بعد كه در سال 87 رخ داد، تصمیم گرفتیم مجموعه ها را با دقت بیشتری تكثیر و توزیع نماییم. و آرام آرام، كارهای «افی به نیویورك می رود» و «ارباب حلقه ها » و «چال چاقیر» را كار كردیم. كه مجموعا حدودا 11 نمایش مشهور را تكثیر كردیم.
از این مقطع به بعد، كار به شكلی كه شما امروز در تهران و سایر شهرهای كشور ملاحظه می كنید همه گیر شد.

* بر اساس آنچه در وبلاگ ها و فروم ها وجود دارد در این سال ها شما با یك افت جدی مواجه شده بودید؟

بله، در این تاریخ، یعنی پس از مواردی كه عرض كردم، به دلیل فراخوانده شدن برخی از اعضای گروه برای خدمت وظیفه، گروه تا حدودی ضعیف شد و افتی داشتیم، كه اتفاقا شایعاتی نیز در مورد جدایی اعضای گروه و اختلاف و حتی مرگ من مطرح شد، كه هیچ كدام واقعیت نداشت تنها یك نمایش را من و آقای رنجی پور به شكل انفرادی بازی كردیم.
اما پس از این افت، یك نمایش با عنوان «اخراجی های ما» عرضه كردیم. از آنجا كه ما پیش از آن مجموعه جدید، خوب در ذهن تماشاگران شناخته شده بودیم، پس از آن دوره ركود، آمدن سی دی این مجموعه جدید موجب شد تا استقبال به مراتب چشم گیر تری داشته باشیم.
پس از آن در تهران، فرهنگسرای بهمن، به مدت یك ماه هر شب برای آذری زبانان مقیم تهران برنامه گذاشتیم كه هرشب بیش از 1600 تماشاگر داشتیم. آن اجرا خیلی مورد استقبال واقع شد. آخرین نمایشی هم كه كار كردیم، مجموعه عشق ممنوع بود.

* اغلب سی دی هایی كه از شما در بازار تهران دیده می شود، بدون هیچ آرم و علامت معتبر و به صورت كپی های غیر قانونی است، در تبریز هم به همین شكل است و چرا ؟

بله؛ یك مشكل جدی كه برای ما وجود دارد، عدم رعایت كپی رایت توسط برخی سودجوهاست. ما هر زمان كه خواستیم به شیوه قانونی و با قطع دست واسطه ها سی دی هایمان را بیرون بدهیم، متاسفانه سی دی لو رفته است.

* چرا از طریق شركت های پخش رسمی و معتبر كارتان را توزیع نمی كنید تا دست این واسطه ها قطع شود؟

در تهران این شیوه به شدت مافیایی است. من یك مثال عرض كنم: نمایشی داشتیم تحت عنوان «آهنگ های دردناك» این یك كار كمدی بود كه از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ همچون سایر كارها ـ مجوز توزیع و تكثیرش را گرفتیم. به ما گفتند با یك شركت قرارداد ببندید تا كار شما را پخش كنند. ما رفتیم و با یك شركت معتبر(كه علاقه ای ندارم نام ببرم) مذاكره كردم و آنها در پاسخ ما گفتند ما این مجموعه را توزیع می كنیم، هیچ پولی به شما نمی دهیم و در مقابل سه میلیون تومان نیز( در سال های 80 و 81) از شما می گیریم! خب این به نظر ما ابدا منطقی نبود.

* نگاه مردم به كارتان چگونه است؟

-طبیعتا اگر مردم ما را حمایت نمی كردند هرگز امروز چنین جایگاهی نداشتیم.

* پس چرا مردم كارهای كپی و غیر قانونی شما را تهیه می كنند؟

ببینید، همین مردم با خرید همین كپی های غیر قانونی، این جایگاه را به ما دادند. به نظرم نباید رسم قدرشناسی را فراموش كرد. البته آنها هم مقصر نبودند، تاكنون ساز و كار مشخص و فراگیری برای توزیع كارهای ما وجود نداشته. اما امروز توانستیم مجوز تكثیر و توزیع كارها را خودمان دریافت كنیم و به امید خدا و با كمك مخاطبانمان، در آینده نزدیك خودمات كارها را توزیع خواهیم كرد.
البته همچنان ما آمادگی عقد قرارداد با شركت های قدرتمند در زمینه توزیع را داریم؛ اما اگر همچنان شرایط شركت های توزیع به شكل گذشته ناعادلانه باشد، تلاش خواهیم كرد خودمان كار توزیع را انجام دهیم.



* چند اجرا در بین مردم از كارهایتان وجود دارد؟

فكر كنم 45 نسخه كار متفاوت تكثیر و توزیع شده است.

* می دانید چند نسخه تاكنون تكثیر و توزیع شده است؟

این سوال سختی است، همانطور كه عرض كردم این كارها اكثرا لو رفته و به شكل غیر قانونی تكثیر شدند؛ البته می توان تخمین زد كه به تعداد خانواده های آذری زبان ها، ضرب در حداقل 4 نسخه، كارهای ما در بین مردم تكثیر و توزیع شده است. به بیان دیگر، هر خانواده آذری زبان لااقل 4 نسخه از كارهای ما را در خانه دارند.

* پیش از شما و هم اكنون نیز گروه های نمایشی و كمدی در آذربایجان حضور داشته و دارند، به نظر شما، علت اصلی توفیق شما در كارتان چه بوده است؟

ببینید، معروف است كه می گویند«آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند»ما همیشه در كارمان تلاش كردیم پیامی را بدهیم كه حرف دل مردم باشد. البته كارهای هنری خاص برای قشر روشنفكر و خاص جایگاه ویژه ای دارد و برای ما بسیار قابل احترام است. اما ما از ابتدا بنای كارمان را روی كار پوپولار مآب گذاشتیم و تلاش كردیم طیف مخاطب كارمان را عامه مردم قرار دهیم. خود من هم از همان قشر عامه مردم هستم و در واقع خاستگاه اجتماعی من، قشر روشنفكر، یا طبقات مرفه و بخصوص جامعه نبوده است. بر همین اساس تلاش كردم، حرف های طبقه و قشر خودم را بیان كنم كه دست بر قضا در اكثریت هم قرار دارند.

* به لحاظ فرهنگی، مردم آذربایجان خیلی مشكل پسند هستند، چگونه با آنها ارتباط برقرار می كنید؟

دقیقا؛ مردم آذری زبان به هر چیزی نمی خندند. من همانطور كه عرض كردم، در كارهایی كه برای فارسی زبانان و در پایتخت تهیه و پخش شده است نیز حضور داشتم، تحقیقا دریافتم كه فارسی زبانان را می شود راحت تر خنداند. اما ما در آذربایجان با یك مشكل جدی روبرو هستیم. منطقه جغرافیایی آذربایجان كه مردم آذری زبان را در خود جای داده، شرایط سخت كوهستانی و آب هوایی را به مردم تحمیل كرده كه نهایتا شكل فرهنگ، ذهنیات و علایق آنها نیز برآمده از همن ویژگی هاست. تاجایی كه می دانم، این یك مبحث مردم شناسانه است كه اغلب كارشناسان این حوزه نیز آن را تصدیق می كنند. بر همین اساس، مردم آذربایجان همچنانكه سختی كشیده هستند و در واقع طی دوره زمانی طولانی این به یكی از ویژگی های آنان تبدیل شده است، به شدت هم نیاز دارند تا بخندند و تفریح كنند.

افتخار ما این است كه بتوانیم این مردم را بخندانیم و اوقات خوبی را برای آنها رقم بزنیم؛ اما این ابدا كار ساده ای نیست. برای رسیدن به این هدف ـ خنداندن مردم آذری ـ ما می بایست جنس سلیقه این مدم را بشناسیم. امروز نیز سعی می كنیم، مثل روز اولی كه كارمان را شروع كردیم، در كارهایمان به این نكات ظریف توجه كنیم. اما یك چیز را هم به شما بگویم؛ اگرچه مردم آذربایجان به خاطر حضور در منطقه خشن آب و هوایی سخت می خندند، اما وقتی هم كه خندیدند، دیگر خنده شان تمام نمی شود!

* اولا بگویید ماندنتان در ایران چه ثمری خواهد داشت و بعد بفرمایید در مقابل این وفاداری به آب و خاكتان چه حمایتی از شما می شود؟

- همین كه می توانیم در شادابی جامعه نقش ایفا كنیم. همین كه می توانیم مرد آذری را كه خسته و كوفته به خانه می رسد را در كنار خانواده شاد كنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من كفایت می كند.

اما در مورد حمایت ها، بله در سطوحی حمایت های خیلی خوبی می شود، اما متاسفانه در برخی سطوح مدیریتی كارشكنی هایی هم رخ داده است.

متاسفانه برخی برای هنر هیچ ارزشی قائل نیستند و نقش فرهنگ را در جامعه نادیده می گیرند. پیشتر هم چنین بود، اما امروز خوشبختانه باید بگویم مدیر كل صدا و سیمای مركز استان، حاج آقا «نواداد» هستند كه بسیار به مقوله هنر و فرهنگ توجه دارند. ایشان از ما حمایت های قابل توجهی به لحاظ معنوی می كنند كه برایمان بسیار ارزشمند است. در حقیقت ما درخواست حمایت مادی كه نداریم، بیشتر نیازمند حمایت معنوی هستیم.

مثلا ما سالن تئاتری داشتیم كه مدتی در آن اجرا داشتیم. در تبریز كه مردم تفریح آنچنانی ندارند، همین اجرای ما باعث می شد مردم برای تفریح به نمایش ما بیایند، در ادامه اجرای این نمایش كارشكنی هایی انجام شد(اسم نمی برم، ولی مدیرانی هستند كه نه تنها حمایتی نمی كنند، بلكه كارشكنی هایی این چنینی نیز دارند) الان ما مدت هاست در تبریز كنسرت موسیقی نداریم، اجراها هم با این كارشكنی ها مواجه می شود.

حالا شما خودتان قضاوت كنید، جوان آذری زبان كه در تبریز نه كنسرتی دارد و نه نمایشی می تواند ببیند، از سوی دیگر به راحتی و سهولت می تواند چه به شكل قانونی و چه به شكل قاچاقی به اربیل، نخجوان یا باكو برود، چه باید بكند؟ خب اربیل و نخجوان و باكو می رود و زرق و برق آنجا او را شیفته می كند و... آینده هم مشخص است.

از سوی دیگر، ما كه از محل توزیع سی دی هایمان در آمدی نداریم. چون اصولا سی دی ها به شكل غیر قانونی كپی و توزیع می شوند، نهایتا ممكن است به خاطر مسائل مالی این گروه از هم بپاشد، آیا حضور ما برای فرهنگ و هنر این منطقه بهتر است یا عدم حضورمان؟

علاوه بر آن، ما می توانیم نیاز آذری زبانان را به تفریح برآورده كنیم و همزمان با آن نیز می توانیم مفاهیم مهم فرهنگی را به زبان طنز به مخاطب خود انتقال دهیم، كما اینكه سابقه مان هم همین را نشان می دهد، چرا باید جلوی كار ما كه در داخل فعالیت می كنیم گرفته شود و به طور غیر مستقیم به اثار خارجی (كه بعضا مبتذل هستند و با فرهنگ ایرانی ما نیز سازگاری ندارند) بها داده شود؟ اینها سوالاتیست كه برای ما به وجود می آیند.


سه شنبه 02 اردیبهشت 1393 - 15:41
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


گروه هنری بابک نهرین گروه هنری بابک نهرین
tarahion
کپی برداری از مطالب انجمن تنها با ذکر منبع مجاز و همگام با شرع میباشد